عشق صادقانه

درانتظار

!.......... هیچکس دلتنگیم راحس نکرد  ............!

 

 هیچکس  دلتنگیم راحس نکرد

وسعت ویرانیم راحس نکرد

 درمیان غصه های پرزدرد

هیچکس تنهاییم راحس نکرد

ظاهرا"خنده  به لب چون زهرمار

گریه پنهانیم راحس نکرد

دردغربت یکطرف چون بیقرار

هیچکس افسردگیم راحس نکرد

روزوشب در لحظه های بیکسی

آه که  دردبی کسیم راحس نکرد

هرکس  ازاول مرا همگام بود

قطره قطره آب شدن  راحس نکرد

حال  چون مرغی غریب وبی پناه

 بال وپربشکسته از جور وجفا

لحظه های مردنم را حس نکرد

خنده مصنوعیم  راحس نکرد

 ماندنم راغصه های رفتنم راحس  نکرد

سوختنم راازنگاه هام حس نکرد

 مردن وپایانیم را حس نکرد

ای خدا ای خدا تنهاییم راحس نکرد

 درغریبی مردنم راحس نکرد

هیچکس دلتنگیم راحس نکرد

وسعت ویرانم راحس نکرد

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10:58 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... باخدای  عاشقان خلوت کنیم  ............!

کاش دلتنگ  گل لاله شویم

 دم به دم همراهه  هرعاشق  شویم

کاش آ ن دم که تنها میشویم

باخدای  عاشقان خلوت کنیم

کاش میشد  جای هربدخوب شد

هرچه غم بود نیست ونابودش کنیم

کاش میشددرروال زندگی

غنچه گل را به لبها وا کنیم

کاش هیچ کس به دنیا غم نداشت

 کاش میشد لحظه ای دریا شویم

بی خبر ازغصه دنیا شویم

 کاش میشد کینه هارا پاک کرد

روز روشن عشق رافریاد کرد

کاش  من ابری بهاری میشدم

یا که باران میشدم

شستشو میکردم هرچه آه را

 گریه  را هم غصه راهم کینه را

 کاش میشد دست به دست هم دهیم

بانگاهه  مهربان عهدی کنیم

جای هرزخم وزبان  مرحم زنیم

کاش میشد شادی  را صادرکنیم

 کاش هر عاشق   به معشوق میرسید

 صلح وآرامش  به انسان میرسید

 کاش هرباری  که باخودمی بریم

 باکلام حق به مقصد می رسید

کاش دلتنگ  گل لاله شویم

 دم به دم همراهه  هرعاشق  شویم

کاش آ ن دم که تنها میشویم

باخدای  عاشقان خلوت کنیم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:40 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... ببارباران  ............!

 
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

Foto: آسمان ......بارانی ات را بپوش .....،

امشب ابری ام ..........................
 
 
گم کرده راهم دراین شبهای سرد دلگیر
 
 با چه کس حرف قلبم رادرمیان بزارم
 
سرم  را روی شانه کدام سرپناه بگذارم ببارباران
 
ببارتابااشکهایم یکی شوی گریه کردنم راکسی نبیند
 
 ببارازباریدنت آنقدراشک بریزم که آرامش  بگیرم
 
بباردوست باوفای من  بی وفائی نکن
 
تنهایم رها مکن دراین دیارغربت
 
هوای این غریب راداشته باش
 
ببار باران
 
ببارباران
 
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 22:5 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... مرابی کس  به دنیا آفریدند ..........!

سلام وخیلی خوش آمدید

  

مرابیکس وغمخوارآفریدند

 هزاران رنج بیمار آفریدند

 مرا بادردغربت چون شب تار

 که سینه سوزداززخم غریبی

ازاول بی پرستارآفریدند

مرا هرروز اسیر غصه کردند

چو آ هویی که ازصیاد گریزد

گرفتاربلادردام کردند

مرابامهرعشق خلق کردند

ولی افسوس زغم سیراب کردند

من ازروزازل دلشادبودم

ولیکن  گریه رادمساز کردند

مرادربزم دنیا مات و مبهوت

نه درمستی نه هوشیارآفریدند

 خدوندا  چه رمزی دارد این  دیر

مرابی کس  به  دنیا آفریدند

 مرابی کس  به دنیا آفریدند

سلام وخیلی خوش آمدید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:28 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... پراز درداست ............!

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

خداوندادلم تنگ است

 همش با غصه درجنگ است

نمیدانم کدامین دل شکسته شد ازدستم

که دلگیریش برام چون سنگ سرسخت است

 خداوند کدامین آ رزو راناامیدکردم ندانسته

ویاآ نکه به دلتنگان خندیدم

چنین افسرده درخود مثل یک بی جان

که مرگ را دوست میدانم

خداوندا چقدرخوب بودبه جنگ فاصله رفتن

غبار حسرت ودوری زچشم اشکبار بردن

گلهای زرد تردید جدایی را

زفکرعاشق مغروربرداشتن

 گل سرخ اطمینان بروی هردلی کاشتن

دلم تنگ است

غمگین است

خداوندا عدالت نیست

که دردلها پرازکین است

نجاتم ده زدلتنگی که دیگر جان نماند برمن

بگیراین جسم بی قابل که خود دنیای پررنج است

خداوندادلم تنگ است

 همش با غصه درجنگ است

پرازدرداست

پراز درداست

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 13:43 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... خداحافظ ............!

 

 

 

خدا حافظ گل پونه

 دل عاشق چه پرخونه

بیاپیشم گل لاله

ببین قلبم چه می ناله

لالایی کن گل پامچال

شدم ازدوریش بی حال

خداحافظ گل شبنم

توسینه غصه هست پرغم

  دلم تنگ است گل شب بو

روانم میرود هرسو

لالالالا گل لادن

همه عاشقان باختن

خداحافظ گل یاسم

چنان  باغصه میسا زم

مثال شمع میسوزم

لالایی کن گل سوسن

توعاشق گشته ای چون من؟

 خداحافظ گل گندم

چه تنها مانده ام آخر

 میان این همه  مردم

 بخوان ای بلبل عاشق

 که دلتنگم بی رنگم

 بخوان ازحال افسرده م

خدایا خون  دل خوردم

+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:26 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... عشق به خدا ............!

 هرچه گویم زعشق گل وآب

یا که ازشرح رسیدن به گلاب

 اسم عشق را نوشتم روگلبرگ بهار

گل نرگس ویا  سنبل درباغ نگار

کلمه عشق به گل روح وروان میبازد

ازنوشتن  روی هر کلمه عشق 

 این قلم می ماند

آتش  شعله عشق را به خود میداند

شعر تفسیر زبان عشق را

 بهترازهر عاشق می خواند

 معنی ماندن ورفتن زجهان راداند

عشق به ابرها به باران  وزمین

 عشق به شبنم که سحرخیس  شدند

  عشق به شبهاکه امیدی به فردادارد

 عشق به ماهی  که  گاهی گم  شد

 زیرابرها  خودش پنهان  شد

عشق به مادر که نبودش  درداست

عشق  به  بابا  که جایش خالی ست

عشق ماندن   خدایا   سخت  است

کلمه  عشق  برام چون شمع   شد

 سوختن ساختنش عادت  شد

 من  خدا راخودعشق میدانم

روزوشب اسم خدارا  خوانم

  روزوشب اسم خدارا  خوانم

  

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 23:14 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!........... غربت ..........!

 

 

غربت آن نیست همش یکه تنهاباشی

فارغ از دوربر امروزوفرداباشی

 غربت آن است که چون قطره آب باران

همچوسیلی عظیم درپی دریا باشی

غربتی بین همه هست ولیکن تنهاست

باهمه دربه دری توفکررویاباشی

 درخودم گم شده ام همره سایه رفتم

 زده ام مهرخموشی برلب

مرگ تدریجی هرروز شده همسفرم

زنده زنده شکستند دلم

ازگذشت روزگار بی خبرم

پیش کی شکوه کنم بی پدرم

ای خدابی پدرم

 

 

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 0:25 توسط عسل و سمیرا و نسیم |