!........... غربت ..........!


غربت آن نیست همش یکه تنهاباشی
فارغ از دوربر امروزوفرداباشی
غربت آن است که چون قطره آب باران
همچوسیلی عظیم درپی دریا باشی
غربتی بین همه هست ولیکن تنهاست
باهمه دربه دری توفکررویاباشی
درخودم گم شده ام همره سایه رفتم
زده ام مهرخموشی برلب
مرگ تدریجی هرروز شده همسفرم
زنده زنده شکستند دلم
ازگذشت روزگار بی خبرم
پیش کی شکوه کنم بی پدرم
ای خدابی پدرم



+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 0:25 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
