عشق صادقانه

درانتظار

!...........مادرکاش بودی ..........!

 وقتی که عزیزم دیگر نبود

من بیشتربه بود نش احتیاج داشتم

لحظه ای که برای همیشه رفت

من هرروز  منتظر برگشتنش می مانم

فکراینکه دیگر  نمیتواند پیشم باشد

یا بغلم کند

یادست نوازش برسرم بکشد

 قلبم می گیرد 

آخ مادرهمین حالانیازمندتوام

نمیدانی چه دشواراست  این دنیا

کاش هیچ فرزندی بی مادر نمی شد

سخت است تنهازیستن

 تنهاماندن وتنهامردن

چقدردلم تنگ است

 مادرکاش بودی

 کاش بودی

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1:29 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!........... دلم گریان گریانست ............!

 

         

 دلم گریان گریانست

 مثال ابربارانست

هزاران غم به خوددارد

 پرازغصه ویرانست

کسی حالم نمی پرسد پریشانست

دوچشمانم پرازخونست

زدردبیکسی سردرگریبانست 

 زدست روزگارحیران ونالانست

دگرنای نفس هم نیست

دلم تنگ است

 دلم گریان گریانست

 دلم گریان گریانست

  

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:11 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... خدامی ارزد ..........!

Image hosting by TinyPic


بخدا مرگ به تنها بودنش می ارزد

دردل شب به رویارفتنش می ارزد

گرشکافی قلب دردمندمرا

دیدن  لحظه  به لحظه مردنش می آرزد

هرچه که تجربه فاصله ها رادارم

مثل رودی به دریارفتنش می ارزد

من کیم ؟گوله آتش ولی  سردخموش

منتظر تاکه به عاشق برسم می ارزد 

هردقیقه که ازعمرمنم می گذرد

ذره ذره به فانی شدنش  می ارزد

حتم دارم که آن روز  خدا می آید

مطمعنم به احیاشدنش می ارزد    

سفره حرف دلم رابرات بازکنم

رفتن پیش خدارابه خدامی ارزد

 رفتن پیش خدارابه خدامی ارزد

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 3:3 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... خداحافظ ..........!

                        

تصاوير زيباسازي نايت اسکين

              

هیچکس حال مرادرک نکرد

  توی چشمان مراسیرنکرد

درمیان این همه گرگ صفتان

ناله سردمراگرم نکرد

بارها شکوه به پیشش  بردم

  اماافسوس  کسی  دردمرادرک نکرد

روزشب گریه برایش کردم

 ازکسانی که ضربه خوردم

رنگ رویم رادید

چهره زردمرادرک نکرد

آخرش  حرفی  زد

استخوانم  ترکید

قلب  بیمارمرادرک  نکرد

هرچه  بودم  دراین  چندصبا

سوختن  روح  مرادرک  نکرد

دم  آخربه خودم این گفتم

وقت رفتن خداحافظ تو

دل شکسته جسم مرده مرادرک نکرد

صبرنکردصبرنکرد

درک نکرد

درک نکرد

                                  

                                  

تصاوير زيباسازي نايت اسکين
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:1 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!......... رفتی .........!

 

صبح زودابری نوبت من شده بود
که معلم پرسیدصرف کن  رفتن را
بانگاهی آرام ولی باغصه وغم
رفتم رفتی رفت
باسکوتی چون شب
همه جاراپرکرد
دردلم سرد چویخ
فاصله راحس کرد
 آخه   رفتن  همه
رفتم...رفتی..رفت

ماندم آخرتنها
دلشکسته اینجا
برلبم لبخندنیست
هیچ کجاشادی نیست
من شکستم درخود
 رفتم ورفتی ورفت
سهم من غربت نیست
جای خالی که رفت
همچنین خالی ماند
خاطرات سبزش درمیان قلبم
 مثل نقاشی ماند
اشک هاجاری شد
 صرف فعل رفتن
 بین  غمها گم شد
 ومعلم آرام درسکوتی گمنام
دفترم رابرداشت
درنگاهش  اشک بود
 همه جای دفترم هم خیس بود
خیلی زیبا نوشت
بدترین تلخ ترین
 فعل جهان رفتن بود
ولی ای کاش نبود
آری آری همین رفتن بود

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 12:20 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... غم هجران ..........!

                      

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

                             

                          

 غم هجران تورابادل پرخون چه کنم

درحسرت دیدن چاره درمان چه کنم

هرلحظه عمرم باچشمان گریان چه کنم

بابودن  توعشق به فرداداشتم

بارفتن تومادرباحال پریشان چه کنم

 تن من نی شده شعرام با  ناله وآه

آخرتوبگوبا اشک سیلان چه کنم

کس نداند ازحال دل تیرخورده من

بی توای جان توبگو باقلب شکسته چه کنم

رنگ رخسار مرابین که گویای غم است

دردوبی تابی پنهان به دلم  ماندتنها چه کنم

توکه رفتی  آرزوی دیدن تو

تابه آن روز که آیم به کنارت چه کنم

غم هجران تورابادل پرخون چه کنم

درحسرت دیدن چاره درمان چه کنم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:8 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!......... بهار آمد .........!

بهارآمدچه زیباباوقارآمد

 به بلبل گفت بخوان ازعشق

که نرگس سنبل و لاله

چه رقصان با غرو ر آمد

بهاره باوفاآمدپرازگلهای رنگارنگ

شقایق بالبی خندان میان کوه ودشت آمد

دلم غمگین غمگین است

نگارم رانمی بینم

نمیدانی که دورماندن چه سنگین است

 گل لاله باسرخیش سخن ازعشق می گوید

چگونه دل عاشق شد خدایا من نمی دانم

 که همچون موج سرگردان اسیردست طوفانم

تو مثل آفتاب شفاف پرازگرما

 سراسررازها دارد

نگاهت گفته ها دارد

تودردم رانمیدانی

تودنیای منی ای جان سکوتم را نمی فهمی

ومن درحسرت دیدارتوروبه پایانم

 به فریادم برس ای عشق امشب من پریشانم


 

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 0:40 توسط عسل و سمیرا و نسیم |