عشق صادقانه

درانتظار

!......... پدرجون مادرجون روزت مبارک .........!

خدمات وبلاگ نویسان جوان -- بهار بیست            www.bahar20.sub.ir

 

میروم حی میروم شایدببینم باردیگر

آنکه دیروزیاورم بود

میروم میگردم هرجاروزوشب آنجاقدم زد

میروم برهرگذرگاه لحظه ای اورا ببینم

عاقبت بادسته گل روی سنگ قبرمشینم

دل گریان چشم باران روزباباهست امروز

روزمادردلشکته جسم خسته

آخرای بابافقط چندروز گذشته

غصه مادرنبودن روزباباسررسیده

دردلم زخم بزرگسیت

روزگاربی مروت توبگواین زندگی چیست

این همه تنهاماندن بی سبب بحرخداکیست

 مادرم روزت مبارک

ای پدرروزت مبارک

بوسه برگلهازدم من

تاکه به هردورساند

 مادرم روزت مبارک

پدرم روزت مبارک

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 0:53 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!........... کاروان ..........!

wwwwjj9.jpg

میروی راحت برو ای کاروان

 من زغصه    ماند ه ام دراین جهان

 روزگاری شاد خندان بودلبم

حال از دست زمان پژمرده ا م

 یک زمانی گریه راجایی نبود

سربسردنیا اگرغم بود

هیچ باکی  نبود

ناگهان چون پتک کوبیدندسرم

 تارومار کردندازدوروبرم

درجوانی  داغ  هرچی دیده ام

گفتنش  خیلی  آسان   دردلم  رنجیده ام

زخم خورده همچوبیمارجزام

 منتظرروزمی شمارم کاروان

  تاکه رو زی  دل بسوزانی مرا

همسفرباخودکنی  تاآن جهان

 من سراپاگوش به فرمان توام

دست به دستت می دهم تاانتها

 زودبروای کاروان تندتربروای کاروان

خسته ام ازاین زمان

خسته ام از این وآن

میروی راحت برو ای کاروان

 من زغصه    ماند ه ام دراین جهان

 روزگاری شاد خندان بودلبم

حال از دست زمان پژمرده ا م

 یک زمانی گریه راجایی نبود 

http://www.pic1.iran-forum.ir/images/up2/19295520770008522417.jpg

                      

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 20:37 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!........... قاصدک ..........!

Click here to enlarge

    

 قاصدک  تنها نرو منوببرهرجامیری

قاصدک جزتوکسی   روندار م

 برای  درددل  های بی کسیم

سرم وروشونه کی  بزارم

قاصدک توروبه خداتنهام نزار

ببرم دیاریار

ببرم جا یی که دلهاپاک باشه

 صفاباشه توقلب هاشون خداباشه

توچشماشون حیاباشه

قاصدک نزارکه اینجابمونم

نمی خواهم ازبدیها را  بدونم

قاصدک منوببرآنجاکه گریه نباشه

دیگه حرفهای دورنگی نباشه

ببرم جايی فقط وفاباشه

ازپلیدی هاهمش جداباشه

مثل  یک دشت صاف وپاک

شقایق هاش رهاباشه

قاصدک اشکهای چشماموببین

صورت زردوبیکس راببین

منوهمراهت ببر

ببرم توشهرعشق

قاصدک تنهانرومنوببرهرجامیری

دستموبزارتودستت قاصدک

 تودیگه رهام نکن

ازخودت سوانکن

کوله باری ندارم

هرچه هست ونیستمو همیجاجامیزارم

من میام بابدیهام

یاکمی هم خوبیهام

قاصدک  تنها نرو منوببرهرجامیری

قاصدک جزتوکسی   روندار م

 برای  درددل  های بی کسیم

سرم وروشونه کی  بزارم

قاصدک توروبه خداتنهام نزار

ببرم


Click here to enlarge 

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:20 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!........... عشق وصفارابرده ..........!

Click here to enlarge

Click here to enlarge

 یک نفر ازقلب ما عشق وصفارابرده است 

 بازبان دوستی  مهروفا را کنده  است

در میان دوست ودشمن تخم کین راکاشته است

 خنده شوق ازلبان مردوزن دوذدیده است

حرف     عشق وعاشقی را روی یخ حک کرده است

معنی صلح وصفا رادرزمین دفن کرده است

حسرت شادی به دلها  مانده است

دشمنی پرورده است

زندگی رابرهمه تنگ کرده است

هرچه خوبی وصداقت بود به گورش  کرده است

آرزوها مرده است

باحسدخوکرده است

هرچه داشتیم ونداشتیم رابه غارت برده است

راه راست رادردلش گم کرده است

مهرفرزندپدرراباجفا بگسسته است

 رنگ رخسار راببین مثل گل پژمرده است

 هرکسی  دورخودش میگرددوافسرده است

آرزو های جوانان تورویا مانده است

ای  خدادل مرده است

حرف نگفته مانده است

هرچه نامردی دراین دنیا که بود

 جانشین حرف حق ودلخوشی بنشسته است

شرم وحیا راخورده است

برکت زهرجابرده است

 قسم به هرچه درجهان بااسم حق دست برده است

  یک نفر ازقلب ما عشق وصفارابرده است 

 بازبان دوستی  مهروفا را کنده  است

  در میان دوست ودشمن تخم کین راکاشته است

Click here to enlarge 

 

Click here to enlarge

+ نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:32 توسط عسل و سمیرا و نسیم |