!........... عشق وصفارابرده ..........!



یک نفر ازقلب ما عشق وصفارابرده است
بازبان دوستی مهروفا را کنده است
در میان دوست ودشمن تخم کین راکاشته است
خنده شوق ازلبان مردوزن دوذدیده است
حرف عشق وعاشقی را روی یخ حک کرده است
معنی صلح وصفا رادرزمین دفن کرده است
حسرت شادی به دلها مانده است
دشمنی پرورده است
زندگی رابرهمه تنگ کرده است
هرچه خوبی وصداقت بود به گورش کرده است
آرزوها مرده است
باحسدخوکرده است
هرچه داشتیم ونداشتیم رابه غارت برده است
راه راست رادردلش گم کرده است
مهرفرزندپدرراباجفا بگسسته است
رنگ رخسار راببین مثل گل پژمرده است
هرکسی دورخودش میگرددوافسرده است
آرزو های جوانان تورویا مانده است
ای خدادل مرده است
حرف نگفته مانده است
هرچه نامردی دراین دنیا که بود
جانشین حرف حق ودلخوشی بنشسته است
شرم وحیا راخورده است
برکت زهرجابرده است
قسم به هرچه درجهان بااسم حق دست برده است
یک نفر ازقلب ما عشق وصفارابرده است
بازبان دوستی مهروفا را کنده است
در میان دوست ودشمن تخم کین راکاشته است

