!.......... غم هجران ..........!


غم هجران تورابادل پرخون چه کنم
درحسرت دیدن چاره درمان چه کنم
هرلحظه عمرم باچشمان گریان چه کنم
بابودن توعشق به فرداداشتم
بارفتن تومادرباحال پریشان چه کنم
تن من نی شده شعرام با ناله وآه
آخرتوبگوبا اشک سیلان چه کنم
کس نداند ازحال دل تیرخورده من
بی توای جان توبگو باقلب شکسته چه کنم
رنگ رخسار مرابین که گویای غم است
دردوبی تابی پنهان به دلم ماندتنها چه کنم
توکه رفتی آرزوی دیدن تو
تابه آن روز که آیم به کنارت چه کنم
غم هجران تورابادل پرخون چه کنم
درحسرت دیدن چاره درمان چه کنم


+ نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 13:8 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
