عشق صادقانه

درانتظار

!.......... دوستان بد ..........!

 

خواستم دوستی کنم اما نشد.

غصه راازاین دل گریان خودبیرون کنم امانشد.

هرچه کردم ازدل وازجان بود.

عشق رابادیگران تقسیم کنم امانشد.

هرکسی باحیله تزویرخودیک ضربه زد.

یاکه باگفتاربدهی طعنه زد.

هرچه بودروراست بودم باهمه.

هرچه این هم مثال غصه ها.

 درمیان سینه ام زخمی گذاشت بازهم نشد.

آخرنشدای خداجونم نشدبازهم نشد

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:43 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... خدایا ..........!

 

من به غیرازتوخدایا کس ندارم توبدانی یاندانی

دل به درگاه توبستم چه بخواهی یابرانی

ازتومن  برنمیگردم هرچه آیدبرسرمن

روزوشب یادتوآرم جه بجوئی یانجوئی

من که بیمارتوهستم ازمحبت تومستم

حال چندانی ندارم

نام تو هست توی قلبم چه بپرسی یانپرسی

جان فدای توسپارم

میدهم هرچه که دارم

توکه دانی زخم دل را

گربکوشی بگریزی نتوانی

دل بازسوی تو آیدبپذری یانپذیری

 عشق توزنده کندجان

جانی که ازبحرتودارم چه بخواهی چه نخواهی

این نوشته هاخدایا

همه آهنگ توداردچه بخوانی یانخوانی

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 13:52 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... دیگه رفت ..........!

گل متحرک

 

آن نگاهه عاشقانه دیگه رفت

زندگیه پرفسانه دیگه رفت

آخرین امید نورآرزو

چون پرنده مهاجردیگه رفت

نورچشمم دیگه نیست

شادی هم ازمن برید

بیقرارسرگردان

درمیان دوستان صلح وصفای قبلی دیگه رفت

عشق ماهاست مرده

همچون یک شاخه گلی پژمرده

دیگه دل خالی تنها مانده

کلمه دوست دارم هم دیگه رفت

بودن یانبودنم دیگه معنی نداره

دل توسینه ام طپیدن دیگه رفت

درمیان قلب زخم دیده من

جای سالمی نمونده

دیگه رفت

دیگه مرد..دیگه مرد

 

گل متحرک 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 13:32 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... خواب و رویا ..........!

 

برای دیدن توگریه کردم 

به خواب رفتم زبس هی ناله کردم

به  خوابم آمدی اما پریشان

نگا هت برزمین آهسته گفتی

 خداحافظ عزیزرفتم زکویت

فراموشم بکن میرم زسویت

چنان گم کرده بودم دست پایم

 که بندشد هرچه حرف بود برزبانم

نگاهم را به چشمان تو دوختم

که گویم پس چه شدقول وقرارها

 کجارفت آن همه حرفهای زیبا

توگفتی عاشقی مال کتاب هاست

همه حرف می زنند اما یه رویاست

 توخوش باور درانتظاریارهستی

نکن دل خوش به پای کی نشستی

خداراشکرشدم ازخواب بیدار

هرآنچه دیده بودم من تورویاست

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۰ ساعت 8:40 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... ازخدامن طلب صبرکردم ..........!

 

 

ازخدامن طلب صبرکردم

آه افسوس دله سنگ صبوری دارد

نصفه شب دست به بالا بردم

منتظرتاکه صدائی آید

ای دریغانشنیدکس زسوزدل من

اشک انگارخودش میدانست

مثل باران سرازیرمیگشت

صبررابحرچه من میخواستم

خودندانم که چراتک به دنیا هستم

هرکجامینگرم دل مرده

ماندن من عزیزم به چه کارم آید

 ماندن من عزیزم به چه کارم آید

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 21:30 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... هیچکس تنها نبود ..........!

 

هیچکس تنها نبود

زندگی دراین جهان رویا نبود

کاش میشد قلب راباچشم دید

بعدمیگفتی به من ای نازنین افسرده حال

غصه خوردن تک ماندن هم سزای تونبود

من دعا کردم بدرگاه خدا

دستهای آن فرشته خدابالانبوی

بازمیگفتم که فردامی رسد

آه چه افسوس کاش هیچ فردا نبود

روزهاماههاتنهامانده ام

روزمین بی وفابحرشماهاجانبود

دل شکسته چشم گریان ای خدا

کاش این امروز فردا یا پس فرادانبود

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 20:6 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... از زندگی سیرم ..........!

 

 خداونداخودت راتو فقط یک روزجای من بگذار

بیا یکبارعاشق باش

نه آن عشقی که گمراهی پیش آرد

فقط دلتنگ مادرباش

ویادرحسرت یک بوسه ازروی محبت سوی بابا باش

توهم درانتظاردیدن آنهامهیاباش

به چشم خودببین که تنهائی چقدرسخت است

خدایامن زتودلگیرودلگیرم

تومیدانی چقدراززندگی سیرم

نمیخواهم کسی رانیز برنجانم

تماشاکن حالم راشب وروز اشک ریزانم

چنان خوکرده ام بااشک که لبخندرا نمیدانم

خدایا کفرمیگویم ببخش این بنده غمگین تنهارا

که حالم رانمیدانم همون بهتر که تودرجای خودباشی

خداباشی

برای درد درد مندان تودواباشی

فراموشم مکن یارب بمان بامن توهرکارم گواباشی

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 13:34 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... این جهان بی وفا ..........!

 

روزگاری مردم دنیا دلاشون غم نداشت

هرکسی درحال خودبودو گرفتاری نداشت

غصه فرداراچه پیش آید نداشت

اززمین آسمان لبخندوشادی می رسید

درمیان پاکها هرگزبدیها جا نداشت

چشمه هاهرگز زآب خالی نبود

این زمان بااین همه جورجفا

مردمانش خوب کسی دعوا نداشت

قلبهاکینه نداشت ناله نبود

این جهان بی وفا این همه نامرد نداشت

این همه نامردنداشت

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 13:33 توسط عسل و سمیرا و نسیم |

!.......... نشکن دلم راای خدا ..........!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

اصلا"خدارادیده ای

یاکه به اوفکرکرده ای

درسرزمین بی کسان

بانام او خوابیده ای

بایک کلام بیصدا

تنهازدیدیک نگاه

مهرغریبی بردلت

چون آفتابی پرشفق

سوسوزنددرهرکجا

هرکزنمیشی توجدا

هرروزچون عمربگذرد

بیشتربه اووابسته ای

اززندگی سخت خسته ای

.اما به عشق دل بسته ای

دستم به سویت ای خدا

باقلب پاک وباصفا

قسم به هرچه باوفا

این مهررااز عشقم نگیر

نشکن دلم را ای خدا

 نشکن دلم راای خدا

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر ۱۳۹۰ ساعت 0:18 توسط عسل و سمیرا و نسیم |