!.......... دوستان بد ..........!


خواستم دوستی کنم اما نشد.
غصه راازاین دل گریان خودبیرون کنم امانشد.
هرچه کردم ازدل وازجان بود.
عشق رابادیگران تقسیم کنم امانشد.
هرکسی باحیله تزویرخودیک ضربه زد.
یاکه باگفتاربدهی طعنه زد.
هرچه بودروراست بودم باهمه.
هرچه این هم مثال غصه ها.
درمیان سینه ام زخمی گذاشت بازهم نشد.
آخرنشدای خداجونم نشدبازهم نشد


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:43 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|