!.......... خدایا ..........!



خدایا :
روزم رابانام خداآغازکردم.
آه خداجون کجایی چرانمی بینی مرا؟
التماست می کنم اشک می ریزم دعا می کنم
چرافراموشم کردی
خدای مهربان .
منوازاین قفس دلتنگی هانگرانیها نجات بده
عمرم رابرداربه مادرم بده من دیگه روزوشب رانمی فهمم.
وهرروزمنتظرمرحمت توهستم خداجون دیگه رمق گفتن نمونده .
افسرده وپریشانم.
تنهاامیدم توهستی.
همه راگرفتارهارا نجات ومریضها را شفا بده
بعدمادرم راسالم کن
خداجونم کمکم کن قربونت برم خدا



+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 13:22 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|