عشق صادقانه

درانتظار

!.......... غنچه گل ..........!

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

یکی بودیکی نبود.

زیرگنبدکبود.

یه غنچه گل شگفته بود.

تک وتنهایه کوشه روئیده بود.

بادوبارون راکه دیدبه خودش لرزیده بود.

خبرازدنیانداشت.چونکه هم بازی نبود

که براش حرف بزنه.

قصه ی گلهای عاشق رابگه.

گل لاله گل پامچال رابهش نشون بده  .

گل  داشت بزرک می شد.

حالا همبازی می خواست .

غنچه بازشده رابه این واون نشون میداد.

به همه فخر می فروخت.

 ناگهان خیره شدوبه  یک طرف .

گل سرخ راکه دید.

رنگ ازچهره اش پرید.

اون گل محمدی رنگ عشق وآتشین .

دله غنچه راربود.

حالادیگه گل رزتنهانبود.

دوتائی یکی شدن.

سفت ومحکم سربلند.

درکناره برف  وباد.

یاکه  باران زیاد.

گل میگن گل می شنون.

اصلا"تنها نمی شن دوتائی شون.

چی میشه منم بشم اون غنچه گل.

روزی صدبار بگم .

بمون پیشم تنهام نزار.

دوست دارم تنهام نزار

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 19:39 توسط عسل و سمیرا و نسیم |