عشق صادقانه

درانتظار

!.......... دل تان شاد لباتون خنده ..........!

دلنوشته های عسل جون

د ختری سردخموش تک وتنهامانده

درمیان همه انسان هاسردرگریبان مانده

روزگاری مثل بلبل سرخوش

حال سرخورده زدردبیکسی

گوشه ای بنشسته

چشم براق واشک آلودش

بانگاه معصوم بیصدافریادزد

آخ ای انسانها

من مسلمانم و مسلمان زاده

همچیم ایرانه

هرکجاهم باشم اسم من ایرانیست

خون اجدادی دررکهای من است

حال درجای غریب افتادم

هرکجابیگانه مثل یک پروانه

که پروبالش سوخته

خانه اش ویرانه

همه دلخوشیم به خدا ایرانه

قلب من گریانه

وطنم ایرانه

وطنم ایرانه

باورم ایمانه

عشق من ایرا نیست

آه افسوس مراردکردید

دل من بشکسته

آرزوهامرده

ازخودم هم خسته

میرم ازبین شما

دفترمهرمحبت بسته

هرچه بودبگسسته

قسمتم غربت بود

بازهمون سرد خموش

تک وتنها مانده

درمیان همه انسانها

همزبان هم رانده

باشمام هموطن نان

دل تان شاد لباتون خنده

دل تان شاد لباتون خنده

+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1:32 توسط عسل و سمیرا و نسیم |