!.......... پروبال شکسته گریان فرشته شدورفت ............!
بیاد عسلم دختر نازوگلم
روی قبرش بنويسيد كبوترشدورفت
پروبال شکسته گریان فرشته شدورفت
زيرباران غزلی خواند دلش ترشدورفت
چشم خونین چولاله گریان .
همچوآهوی گریزان شدورفت.
چه تفاو ت كه چه خورده است
غم دل يا خون وجگر بی گناه
سر به گریبان شدورفت
آنقدر غرق توخوبی جنون بود که پرپرشدورفت
ساده دل دست به دعا ی این وآن بود شدورفت
روز ميلاد همان روز كه تنها شده بود
بی خبر زخشم دنیاوزهرجا شدورفت
مرگ با لحظه ی ميلاد برابرشدورفت
چون کویری خشک بی گل و بلبل شدورفت
اوكسی بودكه از غرق شدنش می ترسيد
عاقبت روی تن ابر شناورشدورفت
غم عالم به دوش بود نبردشکوه
به کس دست آ خرزدنیادل برید ه شدورفت
هرغروب از دل خورشيدگذر خواهد كرد
دل شکسته،، رنگ پریده،،
آرزو به سینه مانده زدورفت.
دختری ساده كه يك روز كبوتر شدورفت
دختری ساده كه يك روز كبوتر شدورفت




