عشق صادقانه

درانتظار

!..........  دلگيرم  ............!

   دلنوشته های عسل جونم

              

   

رفته ام زدست ای دوست به جوانی پیرم

 سيرم از زندگی و از همه كس دلگيرم

   مات ومبهوت به کار روزکار بی وفا

آخر از اين همه دلگيری و غم می ميرم

پرم از رنج و شكستن، دل خوش سيری چند ؟

ديگر از آمد و رفت نفسم هم سيرم

دل بیتاب جسم خسته زدست بیکسی

هر كه آمد، دل تنهای مرا زخمی كرد

بی سبب نيست كه روی از همه كس می گيرم

یاکه در بی خبری باشعرخود گریانم

 تلخی زخم زبان و غم بی مهری ها

  ا ین چنين كرده در آيينه هستی پيرم

مرگ حق است که خودمیدانم

بس كه تنهايم و بی همنفس و بی همراه

روزگاريست كه چون سايه بی تصويرم

دلم آنقدر گرفته است، خدا می داند

ديگر از دست دلم هم به خدا دلگيرم

رفته ام زدست ای دوست به جوانی پیرم

سيرم از زندگی و از همه كس دلگيرم

              بی تو خیلی تنهام             

+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 10:6 توسط عسل و سمیرا و نسیم |