!.......... کاش می شد ............!
یا که با تنهاییش مشکل نداشت
کاش میشد آدما عاشق نشن
یا که درگیر دل کاذب نشن
آفتاب صبح فردا را ندید
کاش می شد چشم بینائی نداشت
اشک پاک غصه دارن راندید
کاش می شد حرف دل را بر سر
برفهانوشت
گریه ها را دردل یخها نوشت
تاحرارت برف و یخ را آب کند
شعله زخم وعطش رادفع کند
کاش این دنیا برای من نبود
یا که در سینه هیچ قلبی نبود
کاش می شد آدم هرگز دل نداشت
یا که با تنهاییش مشکل نداشت
کاش میشد آدما عاشق نشن
یا که درگیر دل کاذب نشن
کاش می شد همنشین ابربود
یا که دائم درخیال وخوابـــــــ بود
کاش می شد آدمکها رو ندید
این همه نا مهربانی را ندید
کاش می شد از همان آغاز کار
آفتاب صبح فردا را ندید
کاش می شد چشم بینائی نداشت

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 1:42 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|