؟؟؟؟دلم مي خوا د؟؟؟؟؟
د
ل نوشته های عسل جونم ازدفتر خاطراتش
دلم می خوا د برم بسوی سرنوشت
ب
رم بگم کی بود چرااین ونوشتد
لم می خوا د بهش بگم برای چه غمگین این جوری سرشتد
لم مي خوا د گريه كنم به حال زار اين دلم دلم مي خوا د داد بزنم واسه رهايي از خودمد
لم مي خوا د پر بكشم به آسمون سفر كنمر
وي ابرها بشينم به آدما نظر كنمد
لم مي خوا د داد بزنم همه جا فرياد بزنمب
گم ستاره گم شده خاموش و بي صدا شدها
ز همه کس جدا شده تازه مثل من شدهب
ي نور و بي صدا شده داره هق هق ميكنها
ونم مي خوا د گريه كنه از اين دل بي همزبونپ
يش خدا شكوه كنهد
ل ستاره پر ز خون ميگم بهش غصه نخور آ خه نمیدونه کسی ززندگی رهاشده آ خه نمیدونه کسی ززندگی رهاشده
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13:24 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|