عشق صادقانه

درانتظار

!..........  ای سفرکرده برو  ............!

 

     

باتو من جان داشتم

بی توپژ مرده شدم

دیگه جسمم فرسود

سوسوی تک چراغ بختم

دست د نیا افسرد

ای سفرکرده برو

دل من هم رفته

انتظارم نمانده همراه

منم وسکوت شبهای سیاه

شب مهتابی عاشق که فریادزنان

 خبرازمردن آن یارکه سفردرپیش است

ناله راسردهداما خدایا چه کنم

دل زدستم رفته

چشم من مانده براه

این شب سردخموش

آسمان گوئی که چشنی دارد

همه جانورانی ست

 هرستاره به خودمی نازد

هرستاره به نظر یاقوتی ست

 که فروریخته ازرشته گردنبندی

همچوشمعی که ا فروخته حاجتمندی

 باخودم بیصدامیگویم

کاردنیا چقدرزیبا است

آن یکی میمیرد

دیگری میآید

ای سفرکرده برو

پرکنندجای ترا

زندگی افسانه ست

 این زمان دیوانه است

 چرخ گردون به کام تونشد

من وتودل به هیچی بستیم

دل به نقاش جهان

دل به دریا ی نامردی ها

چشم درچشم چه دروغها گویند

ای سفرکرده نیا

ای سفرکرده برو

ای سفرکرده بروووووو  

 

 q9439_2c00f036463e418a90c2.jpg

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13:36 توسط عسل و سمیرا و نسیم |