عشق صادقانه

درانتظار

!.......... خواب  ............!

 

 

deborah.mihanblog.com

  7676182897399758082476761828973997580824

خواب دیدم که بابا  زنده بود

 دست دردست مامان  افسرده بود

من به خودگفتم وقت مردن است

    دست درازکردم  گرفتم  دست  باب

 باغضب دستش کشیدودادزد

روی  ما خروارها   خاك وگل  است

مردنت  زوداست  ودرکش مشکل است

بحرچه هرروزفکر مردنی

 ازخدا  مرگ  راتمنا میکنی ؟؟

حال بیا تاخانه خودراببین

ناگهان خودرا توگورش یافتم

سرد وتاریک جا  برای من نبود

غرق وحشت سوت و كور و تنگ بود

گریه کردم ازفرا ق  مادرم

ناله کردم ز تنها ماندنم

قطره اشکم سرازیر گشته بود

بالش زیرسرم یخ کرده بود

من نفهمیدم چه آمدبرسرم

 تاکه چشم بازکردم 

 خالی بوددوروبرم

خواب دیدم   که بابا  زنده بود

 دست دردست مامان  افسرده بود

من به خودگفتم وقت مردن است 


  

عکس عاشقانه اشک و گریه

                                       

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 1:37 توسط عسل و سمیرا و نسیم |