!.......... دلم بی هواگریه میکند ............!



هرچندکه زخمهای دلم بی هواگریه میکند
تنهاوغریب برای خودش گریه میکند
این اشکهای لعنتی هرگز مجال نمی دهد
چه بیصدا درخلوت شب فریادمیزند
دیگربه حرفهای شیرین دل خوش نمی کند
هرچندباهرکلام گذشته ات پروانه میشدم
افسوس حال با های هوی دلم گریه میکند
درحسرت یک آن پیش تو
زخم دلم بیحساب زاری میکند
این غصه های پرزغم هرگز نرفت زدل
آب ازسرم گذشت همچون ابرخشمگین
سیلی شدید درعزایم گریه میکند
فریادمیکشم شاید رسد به گوش آشنا
امادل زخمی درانزواگریه میکند



+ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 1:21 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|