عشق صادقانه

درانتظار

!........... مرگ من دست خدا هست که  اجبارم کرد ...........!

سلام وخیلی خوش آمدید

http://s1.picofile.com/file/6581731386/zrhryec4iw8tdw3ws8ow.jpg

  روح من دست خودم  بود زمان رامش کرد

همچوبیمارجزامی گرفتارش کرد

هرقدم سوی خوشی من رفتم

همچنین شدت غم بود که بیزارش کرد

تن و روح مرده زغمهای زیاد

پیروبی صفتان شد همش خارم کرد

این چه بازی ست که جان میگیرد

 رفتن وبودن مردن سزاوارم کرد

مانده ام در قفسی تنگ که نامش دنیاست

 بادلی  خون زجهانی  که  بی بالم کرد

هرکه راجای برادر خواندم

 یاکه خواهرگفتم

 حرکاتش و کلامش پشیمانم کرد

اسم دوست هم شده نامردی

این همون گریه تلخ هست که تکرارش کرد

خسته شدجسم ضعیفم دراین رنج وعذاب

مرگ من دست خدا هست که  اجبارم کرد

روح من دست خودم  بود زمان رامش کرد

همچوبیمارجزامی گرفتارش کرد

amal

سلام وخیلی خوش آمدید

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23:9 توسط عسل و سمیرا و نسیم |