!.......... کاش میشد ..........!



کاش میشدرنگ غم هارا زدلها پاک کرد
کاش میشد درد دل را پیش هرکس بازکرد
کاش میشد باز بچه می شدم
غافل ازهر دردغصه می شدم
کاش می شددفترسن رابرگردان کنم
روبه فردا ننگرم دیروزکنم
کاش میشد دست دردست پدرازبلندی ردبشم بازی کنم
کاش می شد روی صفحه کامل سفید
خنده را تصویر کنم
کاش میشدسرنوشت را بی غمها نوشت
ازعاشق ازخوبیها نوشت
کاش می شدرنگ زرد هرنگاه
درمیان شیره گلها نوشت
بامحبت پرصفا شیرین نوشت
کاش می شد هیچ جدائیهانبود
کاش میشد قطره اشکی را به صورتها ندید
کاش میشدآ سمان راصاف کرد
کینه وتزویرراازدیدها بیرون کرد
کاش میشد هیچ تنهائی نبود
کاش میشد هیچ تنهائی نبود
یاغریبی درغربت نبود
کاش میشدگریه رافریادکشید
سرنوشت شوم راضربدرکشید
کاش میشدفتنه راباآ ب شست
کلمه دوست دارم رابردرودیوارنوشت
کاش ای کاش هانبود
هیچ ریکی درکفش هانبود
کاش میشدرنگ غم هارا زدلها پاک کرد
کاش میشد درد دل را پیش هرکس بازکرد
کاش میشد باز بچه می شدم
غافل ازهر دردغصه می شدم


