!.......... الاای خاک ..........!


الاای خاک بابم را گرفتی
همه داروندارم راگرفتی
تومامم رارفیقم راگرفتی
توکوکب را مثال آب پاک بود
به پیشت بردی و ازمن ربودی
میان کوچه ها سردوغریبم
چراای خاک اینها شد نصیبم
چراهرروزسخنها باتوگویم؟؟
قدم برتوزنم تاکه بمیرم؟؟
مثال بچه گنجشکی اسیرم
شکستی بال وپر تا جون نگیرم
چه گلها کاشتم برروی توخاک
تونابودکرده ای هرچه که گل داد
چقدرگلهای زیبا راگرفتی؟؟
به خودبلعیده ای من راسوزندی
الاای خاک بابم را گرفتی
همه داروندارم راگرفتی
تومامم رارفیقم راگرفتی


+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1:47 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
