!.......... بیقراردلم شکست ...........!

رازنهفته روزگار
حرف نگفته سربه دار
اشک یتیم بیقرار
دلم شکست امروزبه فردا
وفردا بازفردادلم شکسته
زدوروئی ونیرنگ وریا
انتظارماندن بی انتهادلم شکست
ای دیدی که گریان است هرکجا
برحال اومخندچون
ازخنده های ناروا دلم شکست
درکارنامه زمانه نامرد
هرچه بخواهی درآن خوانی
ازنوشته های قلب شکسته
وچشم خونی دلم شکست
روزهاچون برق درحال گذشتن است
ازماندن وصبروقراردلم شکست
رازدرون خودخوددانی بس
ازگفتن کاش میمردم دلم شکست
راستی روزگارعجب ظالم است
بودن دراین جهان بی وفادلم شکست
رازنهفته روزگار
حرف نگفته سربه دار
اشک یتیم بیقراردلم شکست
دلم شکست


+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 19:16 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|

