عشق صادقانه

درانتظار

!.......... آمدی دیرآمدی شکوه چرا ...........!  

      

دختر دریاها


ای عزیزدرحال مرگم رقص وپایکوبی چرا؟

گریه کن برروزگارم  قهقه دیگرچرا؟

نوک چاقوی توای دوست بر قلبم رسید

زخم ازدشمن قبول ازتو دوست دیگر چرا؟

 این زمان هم میگذردباخوب وبد

وقت گریه هام نبودی آمدی حالاچرا

سرنوشت روزگارهرگزنمی ماندچنین

 نوبتی باشدبرای هرکسی دعوا چرا؟

گربخندی برکسی که غصه ها داردبه دل

این زمانه میشکند قلب تورا

بعدمیگویی خداونداببین حال مرا

بعدپشیمان میشوی فرداچرا ؟

 دل نبندبرمال این دنیا عزیز

روزگاران می مکندخون تورا

حال برگورقص پایکوبی چرا؟

آمدی دیرآمدی شکوه چرا؟ ا؟

 

            
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ ساعت 12:55 توسط عسل و سمیرا و نسیم |