عشق صادقانه

درانتظار

!.......... درتنهایی خودگریه کردم ..........!  

 

درتنهایی خودبارها وبارها برای توگریه کردم

 درغریبی وبی کسیم که توهمه کسم بودی گریه کردم

 درخواب وبیداری به فکرحرفهایت افتادم بازگریه

 کردم

درگذرزمان آنچه برماگذشت وبودی امادراصل نبودی

 گریه کردم

 گاه گاهی خندیدم حال ازیادآوری آن خنده ها گریه

 کردم

اکنون حس رفتنت وگسستنت مرا به روزگاربیکسی ها کشانده است

افسوس چه زود به پایان رسید آرام آرام ازرفتنت

 گریه کردم

 این غربت نشین دیر بیگانه بوداما

 ازبیگانه بودن

 خویش درخلوت شب گریه کردم

 غافل شدم یک لحظه آخرکه انسانم

ازانسان بودن خودشرم کردم ودرتنهایی خودگریه

کردم

+ نوشته شده در جمعه دوم دی ۱۳۹۰ ساعت 16:9 توسط عسل و سمیرا و نسیم |