!.......... دل من شکسته ای دوست ..........!

دل من شکسته ای دوست
همه درهای شادی
مثل نخ کسسته ای دوست
بین مامونده یه دفتر
کلمات عاشقی رادرخودش نوشته ای دوست
تک تک حرف وکلامش
گریه های بی صدایش
بانگاه بی ریایش
همه گویای صفایش
توی هرجمله زیبا
همچومروایداشکها
یاصدف توعمق دریا
دل من شکسته ای دوست
ازسکوت شب چه گویم
شب وروزمن یکی شد
دیگه حس زندگی نیست
گریه ها آمون نمیده
دل زجان رمق بریده
توبخوان دفترعشق را
آخرش دل ها شکسته
چون به پای حرف نشسته
ازتومونده یادگاری
بیقراری بیقراری
دل من دیگه شکسته
گریه هام دست خودم نیست
هیچ نورزندگی نیست
بخدادست خودم نیست
بخدا دست خودم نیست


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 2:41 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
