!.......... بیقرارمیروم ..........!


دل پریشان قلب حیران
همچو آهوی خرامان می روم
چشم گریان فکرویران
سربه پایین میروم
میروم حی میروم
اشک ریزان میروم
آرزو دیگرنمانده میروم
روزگار ی چون قناری
شادوخندان درخیال زندگی
گاه دست دردست یارو
بوسه برزلف نگارمیروم
راستی فکرش چه شیرین است
یاری داشتن
درمیان سینه اش مهرومحبت کاشتن
آه افسوس دگروقتی برای عشق نیست
دست دردست نگارفرصت نیست
لحظه ها چون بادبه حال رفتن است
می روم حی میروم.اشک ریزان
دل نالان میروم
غمگساران میروم
چو ن حدیثی مانده گارمیروم
بیقرارمیروم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 2:7 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
