!.......... ای کاش ..........!



کاش میشدبازبچه میشدم
دست در دست مامان ازغم آزادمیشدم
یاکه بابوس بابا هرصبح بیدارمیشدم
نه خیالی بود تنهامیشوی
نه برای چه کنم درگیر رویامیشدم
راستی این کاش ها بحرچه هست
سرنوشت رابایه حرف کوچکش همرنگ شبها میکند
هرگلی بوی خودش دارد عزیز
آه چه گویم ازدلم ای روزگار بی وفا
گاه میخنددبه ما گاه گریه میکند
درتعجب مانده ام به کار این جهان
بی خبربودم زدنیای زمان
کاش افسوس صدافسوس این کاش هاهرگزنبود
ازمن هم لبخند شادی راربود
کاش میشدبازبچه میشدم
کاش ای کاش



+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 20:5 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|