!.......... باتومن خوب میشوم ..........!


حال من خوب نیست ای دوست باتومن خوب میشوم
وقتی می بینم کنارم مانده ای یک جوردیگرمیشوم
باتومن حس نوشتن شعرگفتن میکنم
مثل آن محبوبه شب تاکه باران میخورد
هی معطرمیشوم گل میکنم
آسمان صاف آبی راکه همچون نیلگون
درخیال خود کبوترمیشوم پرمیزنم
درهجوم بادوطوفان زودپرپرمیشوم
بیقرارم همچوطفلان یتیم بی پناه
گاه گریه یا تمنا میکنم تک میشوم
من کیم بارهاپرسیدم ازخوداین راای خدا
میل مردن میکنم
یاباتوبودن میکنم
کاش هردردی به پایان میرسید
چون بهاری سبزباگلهای زیبامیشدم
یاکه بلبل عاشق ومست غزلخوان میشدم
حال میدانم بدون تونفس نیست جان من
باتومن جان میگیرم باتومن شادمیشوم


+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 12:44 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
