عشق صادقانه

درانتظار

!.......... برم پیش شقایق ها ..........!

 

پرستوبرنمی گردد

دگربلبل نمی خواند

به لب خنده نمی آید

درون سینه غوغائی ست

زچشم اشکی نمیریزد

 برای  رفتن ازدنیاکسی اصلا"نمی پرسد

نفس درسینه ها مرده

گل لاله سرخاک عزیزان سخت پژمرده

منم تنهای تنها منتظر ماندم

که تابارسفربندم

برم پیش شقایقها

ببوسم مام وبابم را

بگویم آخ چه دلگیرم

که من اززندگی سیرم

 نمانده طاقتی برمن

برای دیدن بابا ویابوئیدن ماما

زمان راکفرمی گویم

خدایا این دلم تنگ است

غمگین  است گریان است

برای دیدن گلها

برم پیش شقایق ها

 برم پیش شقایق ها

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 21:2 توسط عسل و سمیرا و نسیم |