عشق صادقانه

درانتظار

!......... بی کســــــــــــــــــــــی ..........!

خداوندا چه بد کردم به درگاهت که من غمگین نالانم

چرا من این چنین افسرده حال سر در گریبانم 

دگر حالی‌ نمانده بر من مسکین مثال ابرگریانم

نه مادردرکنارم هست که تاسربرشانه بگذارم

نه بابی که برایش حرفهاازبیکسی دارم

نمیدانم که کی هستم چراماندم دراین دنیا

مرابیکس رهاکردن میان این همه گرگها

که همچون مرغکی بی بال وپر من مانده ام تنها

خداونداچه بدکردم به درگاهت مثال شمع سوزانم؟

که روزوشب شده گریه زکارخودحیرانم

نمیدانم نمیدانم نمیدانم خداوندانمیدانم

من ازاین بیکسی سیرم

هم ازبابا هم ازماماسخت دلگیرم

 

+ نوشته شده در جمعه دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 13:14 توسط عسل و سمیرا و نسیم |