عشق صادقانه

درانتظار

!......... چقدر دلگـــــــــــــــــیرم ..........!

چرااینقدردلگیرم

من ازاین  زندگی سیرم

به هرکس دوستی کردم

به جاش کم لطفی ها دیدم

دگرشرم حیارفته

زمانه بی وفا گشته

توقلب ها کینه انباشته

کسی هرگزنمی پرسد

چه غم داری چرااززنده بودن

هم بیزاری؟توان ازمن دیگه رفته

توسینه آرزومرده

مراهیچکس نمی فهمد

که ماننددرختی ریشه ام سوخته

دگراشک هم رفیقم نیست

برای گریه کردن اشک خشکیده

حالا تنهای تنهایم

 فقط یک  آرزودارم 

برای مردنم ثانیه می شمارم

برای مردنم ثانیه می شمارم

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 0:56 توسط عسل و سمیرا و نسیم |