!......... بار سفر ببندم ..........!
![]()


ازلحظه ای که ر فتید دنیای من سیاه شد
دردل هزار آرزوحالا دیگه فنا شد
نفرین شدم چرامن تنها بایدبمانم
ازدیدگاه هرکس دنیا چه بی وفاشد
باداغ هرعزیزی باخودقرارمیزارم
بار سفرببندم بلکه نصیب من شد
هرشب گریه دارم دیگرنفس نمانده
باقلب پاره پاره درانتظارمی شینم
تامرگ بیایدازراه رحمی کندبه حالم
باجان ودل می روم هرچندکه خیلی دیرشد
بار سفرببندم بلکه نصیب من شد
بار سفرببندم بلکه نصیب من شد


![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 1:35 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|