!.......... چه دلگــــــــــیرم ..........!



خدایامن چه دلگیرم ؟
چرااززندگی سیرم؟
نمیدانم جه میخواهم؟
همش درحال تدبیرم
.مراافسرده بی جان
میان این همه انسان
رهاکردند چون مرغان
به هرسومیروم باباد
نمانده اختیاربرمن
زدوری اشک میریزم
به هرحرفی می لرزم
نمی شناسم دگرخورا
چرامن مانده ام تنها؟
خدایا برتودل بستم
نزارتنهاتنهایم
زدست روزگارخسته ام
نمیدانم جه کس هستم
نمیدانم کجاهستم
خدایابرتودل بستم
...خدایابرتودل بستم



+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 23:18 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|