!.......... چشم به راه ..........!


چشم به راه
کاش میدانستم تا کی باید منتظربمانم وچه وقت این روزهای دور ازتوبودن پایان میگره من وتو دست در دست
هم پروانه وار به همه گلهای دنیاسر میزد یم واز بوی خوش گلها سرمست میشدیم وغم گذشت زمان را نمی خوردیم.
اماخیلی دلم برات تنگ شده دلم به حال خودم می سوزد.چرا بایدهرروزچشمم به راه باشه و روزشماری کنم.
کی دوربودن وغصه خوردنها تمام می شه وانتظاربه پایان می رسه وهی به خداشکایت نکنم
که چشمم کور شده چقدر دیگه صبرکنم. دیگه تحملش مشکل شده دلم حساس ونازک .
دست خودم نیست شاید اصلا"هیچ وقت نیاید

+ نوشته شده در سه شنبه ششم مهر ۱۳۸۹ ساعت 23:13 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|
