!.......... سرنوشت ..........!


درمیان آسمان ستاره سوسومی زنه
یکی شون خیلی نورانی شده
انگاری داره باتو حرف میزنه
هی باهاش حرف میزنم یواشکی اسم میزارم
گاهی نام بابارا بهش میدم
لحظه دیگه به اون مامان میگم
بعد که براق میشه حس میکنم
داره به حرفام گوش میده
میگم براش ستاره جون خوشگل خوب مهربون
بابا مامانو ندیدی؟
ستاره جون خوبم ا ین سرنوشت چه کسی قلم زده ؟
چه کسی اسم منو تولیست یتیما نوشت؟
چرابایدتاعمردارم تنهای تنها بمونم؟
ناگهان ستاره رفت
فهمیدم ستاره هم ازحرف من داره گریه میکن
آسمان ابری شده داره بارون میباره
راستی این سرنوشت وکی نوشت؟
چراباید مینوشت

.gif)

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 15:48 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|