عشق صادقانه

درانتظار

<<<- - - - - قصه عشق - - - - ->>>

 

هرکسی درکارخوداستادشد

عاشقان را کاراستادی نبود

درمیان قصه ها مشهورشد

غصه رابرجان خریدولیلی ومجنون شد

بازهم استادنشد

گاه شیرین گاه هم فرهادشد

درره عشق دربدردیوانه شد

بازهم استادنشد

دربیابانهااسیرآواره شد

لحظه ای ازفکرعشق غافل نشد

بازهم استادنشد

غم هادردل  کشیدازدوریش

هردوچشمش کورشدازحسرتش

بازهم استادنشد

معنی  عشق را چه کس داند که چیست

یک گل است یاغنچه های نارسش

یادوچشم بی گناه همچون غزال

هرچه هست زیباست مثل باغ گل

جزخداهیچ کس  نداند  رازعشق

کلمه عشق راباید روسنگ نوشت

بستگی دارد چه خواهدسرنوشت

قصه هارا میتوان بارهانوشت

بانوشتن بازهم استادنشد

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 21:21 توسط عسل و سمیرا و نسیم |