عشق صادقانه

درانتظار

!.......... کارخدا امتحانه ..........!

 

گفتم که طاقت ندارم

گفت که مجبوری عزیز

گفتم که دارم می میرم

گفت به دست توکه نیست

گفتم بگوچی کارکنم

گفت جزساختن هیچی نیست

گفتم نمیخوام بمونم

روزوشب وگریه کنم؟

گفت دیگه کارخداست

اگربرسه ساعتش

خودش میدونه چی میشه

یکی به دنیا می آره

یکی زدنیا میبره

کارخداحرف نداره

خدابه توصبر میده

توان وقدرت میده

غصه نخورجون ودلم

بازیها داره روزگار

کارخداامتحانه

اجرخدابی پایانه

امیدت به خداباشه

 .......کارخداامتحانه

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 21:3 توسط عسل و سمیرا و نسیم |