عشق صادقانه

درانتظار

!.......... رهگذر ..........!

 

بروای رهگذر منگرچنین بیگانه برحالم

 نمیدانی چه بگذشته دراین دوران که من دارم

مراروزی به لب خنده هزاران آرزوهابود

ولی حالا به جای هرخوشی غم دردلم دارم

نگاه هم رانمی بینی که درچشم اشکها دارم

زحال من خبرداری که بغضی درگلودارم؟

برای مردنم جانا هزارویک دلیل دارم

نبین تواین چنین حرکات سردم را

به هرچه که خداداده به جون ودل رضادارم

به هرچه که خداداده به جون ودل رضادارم

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 9:12 توسط عسل و سمیرا و نسیم |