عشق صادقانه

درانتظار

!.......... غــــــــم بی کســــــــــی ..........!

 

اگردیدی مرادیوانه گشتم

زدوست وآشناراحت کسستم

مرا هم یک زمانی مام باب بود

ولی اکنون زغم برباد  گشتم

مراازروزگارجوروستم شد

جوانی قسمتم اینطورقلم خورد

بمونم  تاابدتنها بی کس

ورق زدسرنوشت حقه مراخورد

منم روزی عزیزان شادبودم

تودرس وکارهمش تک تازبودم

زشادی و خوشی چیزی نمونده

خداداندچی رفته و چی مونده

غم وگریه شدن چون دوست همراه

کجاست آن دختربشاش زیبا

نشستم روزوشب تامرگ بیاید

نمی خواهم تودنیا تک بمانم

می رم تاپیش باباشادباشم

عزیزدردونه ماماباشم

عزیزدردونه مامان باشم

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۹ ساعت 20:7 توسط عسل و سمیرا و نسیم |