!.......... چی بود چی شد ..........!



یادته اون قدیمها چه روزهای خوبی بود.
همیشه خنده رولب ها چه دلهای شادی بود.
من وتودورازهمه چقدرباهم حرف میزدیم.
معنی غصه غم را2تامون نفهمیدم .
حالا من رفیق غصه ها شدم.
غم رهام نمی کنه همدم گریه ها شدم.
میدونم منتظری دوباره من شاد باشم.
یاکه یک روزدیگه عاشق رویاهاباشم.
اماقلب نمیتونه دردغم نمیذاره.
دل بهانه میگیره مونس تنهائی شده.
حالامن موندم یه گوشه توی غصه ی زیاد.
روزشماری میکنم که مرگ بیاد.
دیگه خنده نمیاد،دیگه شادی نمیاد.
منتظره من تونباش.
منتظره من تونباش


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ ساعت 15:31 توسط عسل و سمیرا و نسیم
|