عشق صادقانه

درانتظار

!.......... مــــــــــادر ..........!

 

گفتی می رم رفتنت عادی نبود.

بانگاهت حرف زدی مادرولی حالیم نبود.

زره زره آب گشتی پرکشیدی سوی عشق.

موندنت بامن چرا مادر برات  کافی نبود.

رفتنت آتش به جان من زده ای جان ودل .

مردنت دراین زمان مادربرام باورنبود.

گشته ام تنهای تنها بی کس وغم دیده ام.

رفتن توباپدر هرگزبرام ظاهرنبود.

می نویسم می نویسم ازتووهم ازپدر.

عشق هردومادرم دراین زمان افسانه بود.

مادرم افسانه بود

مادر2 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 15:33 توسط عسل و سمیرا و نسیم |