عشق صادقانه

درانتظار

!..... یـتیــــــــم .....!

پدرومادرمن توی مریضی مردند.

منوتنهائی اونابه دست غم سپردند .

راهی رفتن دیگه برگشتی نداره هرگز.

اونابارفتن  شون چه بلائی سرمن آوردن.

تومریضی مردندمن شدم بی سرپرست.

دیگه تواین زمونه من ندارم هیچکس.

کسی پیدا نمیشه دست نوازش به سرمن بکشه.

پدرومادری نیست دربرمن دل من به چی خوشه .

کودیگه مادری  مادری کنه کودیگه .

پدری .پدری کنه.دیگه سرپرستی نیست  بالا سرم.

تک وتنهاشددلم بی سرورم.

تومریضی مردندمن شدم بی سرپرست.

دیگه تواین زمونه من ندارم هیچکس

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 21:29 توسط عسل و سمیرا و نسیم |