عشق صادقانه

درانتظار

!.......... غـــــــــــــــــم ..........!

 

 

 

به غم گفتم بروازخونه من.

 چه می خواهی ازاین کاشانه من.

 به من گفت غم مگر دیوانه گشتی؟

به جز من توچه کس دربر داشتی ؟

اگرمن هم برم می شی تنهای تنها.

همین بهترشوم همدرد شبها .

به او گفتم مگه من دختربابانبودم؟

عزیزدوردونه مامانبودم؟

چراحالاکسی درفکرمن نیست؟

بگوتاکی بایدگریان بمونم؟

غم آغوشم گرفت تامن نبینم.

که گریه می کندازگفته من.

بگفتاغم همیشه باتوهستم

نخورغصه خودم هم دل شکست ام.

بدون که تاابدپایت نشستم.

بدون که تاابدپایت نشستم

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 12:52 توسط عسل و سمیرا و نسیم |