دريافت کد :: صداياب
عشق صادقانه






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :



!.......... به خوابم هم نمی آیند ..........!

 

مرادیگرنمیخواهند

فراموش کرده اندهردو

به خوابم هم نمی آیند

زمانی چون گلی زیبا

همیشه هرکجا بودم

نگاهم رانمی بینند

نمی دانندچه دردی دردلم دارم

چه آسان  رفته ام ازیاد

غریب وبی کس وتنها

 چراماندم دراین دنیا

زدست روزگارمن شکوه هادارم

مراچون ساقهء خشکی رها کردند

نمی پرسدکسی حال

مرادیگرنمیخواهند

فراموش کرده اندهردو

به خوابم هم نمی آیند

 


نويسنده: عسل مورخ: جمعه بیست و نهم بهمن 1389 در ساعت: 20:46
|+|



!.......... دلم تنــــــــــــــگ است ..........!

 

 ببارای نم نم باران دلم تنگ است

 هوای گریه دارم من دلم تنگ است

میان این همه آدم ولی تنها غمگینم

 نداند درچه حالم من دلم تنگ است

همه پرسندچه کم دارم که دلگیرم؟

زچشم من نمی خوانندچه می گویم

مرادیگر توانی نیست دلم تنگ است

اگرگویم زبان سوزداگرپنهان

 کنم آنچه به دل دارم

رسدبراستخوان تادودمان سوزد

مرادیگرامیدی نیست دلم مرده است

ببارباران دلم تنگ است

دلم  تنگ است

دلم تنگ است

 


نويسنده: عسل مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 در ساعت: 22:10
|+|



!.......... چه زودازیادرفتم من ..........!

 

 

چه زودازیادرفتم من

چوبارانی به رودخانه رسیدم من

مراامواج باخودبرد

به دریاها سرازیرکرد

اماهمچنان گریان تنها رهایم من

زمن هیچکس نمی پرسد

کجابودم وکی هستم

چراآنقدر حیرانم

زبحرچی همیشه سردرگریبانم

زفکربیکسی ویران ویرانم

کدامین کارناحق بود؟

که من رادربه درکرده ؟

برای من چه کس مانده؟

چراازیادرفتم من؟

 پریشانم ولی هیچی نمیدانم

 چه زودازیادرفتم من

چه زودازیادرفتم من

 

 


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389 در ساعت: 20:18
|+|



!.......... روز ولنتاین ..........!

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

روزوالنتاین رابه عاشقان ودوستان وکسانی که عشق

رادرتمام زیبائی وزشتی آفریدگارارج می نهند

وروزگارراباهمه گرفتاری وناملایمات وهمچنین خوشی

وشادابی پذیرامی باشد ازته قلبم تبریک گفته وآرزو

 میکنم که تمام دلداده ها به دلداروهمه عشقها به ثمر

 برسد.

 والنتاین برهمه مبارک باد.

دوستتان دارم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


نويسنده: عسل مورخ: دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 در ساعت: 13:13
|+|



!.......... سرنوشت ..........!

درمیان آسمان ستاره سوسومی زنه

یکی شون خیلی نورانی شده

 انگاری داره باتو حرف میزنه

هی باهاش حرف میزنم یواشکی اسم میزارم

گاهی نام بابارا بهش میدم

 لحظه دیگه به اون مامان میگم

بعد که براق میشه حس میکنم

داره به حرفام گوش میده

میگم براش ستاره جون خوشگل خوب مهربون

بابا مامانو ندیدی؟

ستاره جون خوبم ا ین سرنوشت چه کسی قلم زده ؟

چه کسی اسم منو تولیست یتیما نوشت؟

چرابایدتاعمردارم تنهای تنها بمونم؟

 ناگهان ستاره رفت

فهمیدم ستاره هم ازحرف من داره گریه میکن

آسمان ابری شده داره بارون میباره

راستی این سرنوشت وکی نوشت؟

چراباید مینوشت


نويسنده: عسل مورخ: یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389 در ساعت: 15:48
|+|



!.......... دل ..........!

 

به دل گفتم چرادلگیری هرروز

زبحرچی همش غمگینی هرروز

دل یک آهی کشید فریاد سرداد

زمانی من جوانی شادبودم

زغصه هم زغم آزادبودم

میون هرکسی دلشادبودم

بااخلاق همه دمسازبودم

توهرکارهمش ممتازبودم

برای هرکسی همراز بودم

برای کارخوب پیشتازبودم

ولی حالا مراغم همنشین شد

نه بابایی شود همرازوهمدل

نه مامانی که داند من چه کردم

نمی دانی که دل گریانه هرروز

زبحربی کسی نالانه هرروز

مپرس جانم چرا دل بی قراره

برای یک  یتیم راهی نمونده

 برای یک یتیم راهی نمونده

 


نويسنده: عسل مورخ: جمعه بیست و دوم بهمن 1389 در ساعت: 23:33
|+|



<<<- - - - - قصه عشق - - - - ->>>

 

هرکسی درکارخوداستادشد

عاشقان را کاراستادی نبود

درمیان قصه ها مشهورشد

غصه رابرجان خریدولیلی ومجنون شد

بازهم استادنشد

گاه شیرین گاه هم فرهادشد

درره عشق دربدردیوانه شد

بازهم استادنشد

دربیابانهااسیرآواره شد

لحظه ای ازفکرعشق غافل نشد

بازهم استادنشد

غم هادردل  کشیدازدوریش

هردوچشمش کورشدازحسرتش

بازهم استادنشد

معنی  عشق را چه کس داند که چیست

یک گل است یاغنچه های نارسش

یادوچشم بی گناه همچون غزال

هرچه هست زیباست مثل باغ گل

جزخداهیچ کس  نداند  رازعشق

کلمه عشق راباید روسنگ نوشت

بستگی دارد چه خواهدسرنوشت

قصه هارا میتوان بارهانوشت

بانوشتن بازهم استادنشد

 


نويسنده: عسل مورخ: پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 در ساعت: 21:21
|+|



!.......... کارخدا امتحانه ..........!

 

گفتم که طاقت ندارم

گفت که مجبوری عزیز

گفتم که دارم می میرم

گفت به دست توکه نیست

گفتم بگوچی کارکنم

گفت جزساختن هیچی نیست

گفتم نمیخوام بمونم

روزوشب وگریه کنم؟

گفت دیگه کارخداست

اگربرسه ساعتش

خودش میدونه چی میشه

یکی به دنیا می آره

یکی زدنیا میبره

کارخداحرف نداره

خدابه توصبر میده

توان وقدرت میده

غصه نخورجون ودلم

بازیها داره روزگار

کارخداامتحانه

اجرخدابی پایانه

امیدت به خداباشه

 .......کارخداامتحانه

 


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه بیستم بهمن 1389 در ساعت: 21:3
|+|



<<<- - - - - کبوترهای حرم - - - - ->>>

بهاربيست                   www.bahar22.com

 

خوش به حالت کبوتر دور حرم پرمیزنی

هرکجادلت بخواد همون جاها سر میزنی

غصه های دلتو به صاحب حرم میگی

عقده های قلب تو یه جوری خالی می کنی

اما من خیلی دورم اینجا هیچ کس ندارم

راستی میشه کبوترجاهامونوعوض کنیم

من برم جای توپرواز بکنم

تابرم امام رضا از غریبیم حرف بزنم

من میخوام ازبی کسی ازیتیمی ازخستگی براش بگم

دیگه راهی ندارم من کبوتر

دل پردردی دارم من کبوتر

حالا که نمیتونم جای توپروازبکنم

بیا یک کاری بکن حرف دلم راتوببر ای کبوتر

خوش به حالت کبوتربه هرکجا سر میزنی

 خوش به حالت کبوتر

 

بهاربيست                   www.bahar22.com


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه بیستم بهمن 1389 در ساعت: 8:36
|+|



!.......... رهگذر ..........!

 

بروای رهگذر منگرچنین بیگانه برحالم

 نمیدانی چه بگذشته دراین دوران که من دارم

مراروزی به لب خنده هزاران آرزوهابود

ولی حالا به جای هرخوشی غم دردلم دارم

نگاه هم رانمی بینی که درچشم اشکها دارم

زحال من خبرداری که بغضی درگلودارم؟

برای مردنم جانا هزارویک دلیل دارم

نبین تواین چنین حرکات سردم را

به هرچه که خداداده به جون ودل رضادارم

به هرچه که خداداده به جون ودل رضادارم

 

 


نويسنده: عسل مورخ: سه شنبه نوزدهم بهمن 1389 در ساعت: 9:12
|+|



!.......... جاده بی انتها ..........!

 

جاده بی انتها

دره های بی وفا

جان میگیرد چرا

ناله های آشنا

بانگاهی چون غریب

دست به بالامیکند

یاکه در شب سیاه

درخیال ذهن خودهی ستاره میشمرد

گاه پرنده میشود

درمیان آسمان پرمیزند

گاه فرشته وارمحبت میکند

راستی آخرکیم؟

من چییم؟

دل به جاده بسته ام

انتظارچه کسم؟

بحرچه افسرده ام؟

من چرا پژمرده ام؟

تابه کی بایدبمانم منتظر؟

عاقبت باجاده همراه میشوم

میروم هی میروم تابه پایان میرسم

جاده مادرمیشود گاه بابا میشود

یاکه دربحرخیالات خودت

عشق به طوطی ومملی  میکنی

یاکه کوکب میشوی

یابرادر همچون رضا

یاکه  مزدک میشوی

مثل خواهر گاه بهارگاه

افسانه یاکه روزامیشوی

 راستی آخرکییم

جاده هم شدآشنا جاده بی انتها

جاده بی انتها


نويسنده: عسل مورخ: یکشنبه هفدهم بهمن 1389 در ساعت: 13:21
|+|



!.......... میخوام برم ..........!

 

 میخوام برم میخوام برم

اززندگی خسته شدم بایدبرم

اصلا" امیدی ندارم

برای چی من بمونم

دیگه کسی راندارم

برای زنده موندنم

اسراری دیگه ندارم

هرچی که بودتمام شده

تو قلب من گریه داره

 مثل پرنده توهوا

بال وپرش شکسته

امیدزنده موندنش

به معجزه ای بسته

شایدیکی پیدابشه

 درانتظارنشسته

حالامنم مثل اونم

منتظره مامانم

 چشم به راه بابامم

منواونهازودتربخوان

تادیگه تنهانمونم

میخوام برم میخوام برم

ازتنهائی خسته شدم

باید برم بایدبرم

 


نويسنده: عسل مورخ: شنبه شانزدهم بهمن 1389 در ساعت: 8:32
|+|



!.......... مــــــــــــادرم ..........!

 

مادرم روح روانم بحرتومن زنده ام

نام تووردزبانم ازتومن پرورده ام

درمیان خواب ورویا باتومن حرف میزنم

مادرم ای نورچشمم ازتومن آموخته ام

گرکه تنها کرده است این روزگار

درجوانی گشته ام چون یتیمی بی قرار

برسرقول وقرارم مانده ام ای مادرم

بهترینهامی شوم دراین  جهان

اسم هردورا دوباره یادزنده میکنم

جانشین تو میشم هم کاربابا می کنم

هفته هفت روزرامادر میآم من دیدنت

کارکردروزراباتومهیامیکنم

مادرم جانم فدایت منوازخاطرنبر

روزشماری  میکنم تابینمت باردگر

مادرم روح روانم بحر تومن زنده ام

نام تووردزبانم ازتومن پروده ام

 


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389 در ساعت: 21:5
|+|



!.......... نامه نویــــــــــس ..........!

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

بنویس نامه نویس که چقدردلتنگم

بنویس ازدوریش واقعا"پژمرده ام

بنویس نامه نویس دیگه یادم رفته که منم انسانم

حسرتش کورم کرد

عشق به توای جانم راستی مجنونم کرد

بنویس نامه نویس که دارم میمیرم

اگه تو بیای پیشم دوباره جون میگیرم

بنویس نامه نویس نامه ها برگشته

بنویس هی بنویس نامه نویس منوازیادبرده

می دونم خسته شدی نامه نویس

بنویس باز بنویس شاید یه روزجواب بده

 نامه نویس توبنویس

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net


نويسنده: عسل مورخ: سه شنبه دوازدهم بهمن 1389 در ساعت: 20:10
|+|



!.......... خـــــــدا جون دوست دارم ..........!

 

عشق راچه کسی می سازد؟

ازکجامی آید؟

بانگاه یاکه دوقلب همصدامی خواهد؟

هرچه هست میدانم که درآن مهرخدادرکاراست

که به دل راه دارد

گاهی گریه یاکه خنده آرد

روزی شیرین چون عسل می ماند

روزی دیگرقهرآشتی درکنارش دارد

قربونت برم خداکه تورامن دارم

راه دلبستگی راازتوتو سینه کارم

عشق تو طبیعت وبه شعف شادی می بره

به جای کینه تودل لذت بخشش میذاره

تورادوست دارم خدا

که به من جون دادی

من یکی عاشقتم که به من صبر دادی

که تو این قلب کوچک عشق به تو جادادی

تورادوست دارم خدا

تورادوست دارم خدا

 


نويسنده: عسل مورخ: دوشنبه یازدهم بهمن 1389 در ساعت: 19:47
|+|



!.......... دل خـــــــــــــــون ..........!

 

دلم خون است گریانم

زدست روزگارسخت درگریبانم

غمی درسینه دارم من که سنگین است

دلم خون است

نمیدانی چه غوغائی درون دارم

زبحرچی اینقدر تنها ونالانم

دلم چون ابرمی گرید.پریشانم،حیرانم

میان آشنایان یک غریبانم

زدوست وآشنایان هم گریزانم

دلم خون است گریانم

زچشم هرکسی خوبم

ولی دردل ویرانم

نمیدانم چراهیچکس نمی خواند نگاهم را

که قلب آشفته چون باران می بارد

غمم رابا چه کس گویم؟

که خود بازندگی گیراست

دلم خون است گریانم

غم سنگین به دل دارم

اسیرفکرتدبیرم

دارم اززندگی میرم

 


نويسنده: عسل مورخ: یکشنبه دهم بهمن 1389 در ساعت: 16:4
|+|



!.......... عشـــــــــــــــــق ..........!

 

عشق یعنی انتظار

لحظه های بی قرار

گریه های بی صدا

چشم براهش میشوی

دردودل بااوکنی

عشق به مادررا بگو

مهر اوبی انتهاست

عشق بابا رابگو

بودنش مثل خداست

عشق یعنی آرزو

درکنارت یک برادرداشتن

باصدای گریه هات گریه کند

غصه هاراازدلت برداشتن

ازتومی پرسم خدایا من کیم

این چنین محروم ازهمه چییم

درجوانی من چرابی کس شدم

تابه کی باید بمانم منتظر

بسته ام  بارسفر

 درکنارباب ومامم رفتن است

عشق من هم مردن است

عشق من هم مردن است

درکنارباب ومامم رفتن است

 


نويسنده: عسل مورخ: شنبه نهم بهمن 1389 در ساعت: 17:10
|+|



!.......... منـــــــــــــــتظر ..........!

 

چقدردلم تنگ خدا

تاکی میشم زغم جدا

نای کریستن ندارم

همه میگن یه روزمی آد

دنیابه آخرمی رسه

آن روز هرکی خوب باشه

توپارادیس پیدا میشه

حضرت مهدی هم میاد

ظهورمیکنه آن زمان

هرچه که خوب وبدباشه

 سوامیشه تواین جهان

چه خوب میشدزودتربیاد

منم به بابا برسم

 همش کنارشون باشم

بوسه به مامابزنم

دلتنگی هاتموم بشه

حق به حقداربرسه

منکه نمیشناسم تورا

اماشنیدم ازبابا یاکه ماما

توناجی هرمسلمی

منم میگم خیلی رسامهدی بیا مهدی بیا

میخوام برم پیش بابا میخوام برم پیش ماما

 


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه ششم بهمن 1389 در ساعت: 22:37
|+|



!.......... طوطی نــــــــــــــازم ..........!

بهاربيست                   www.bahar22.com

 

 طوطی .سنگ صبوررازمن

طوطی پاک نازمن

نشوتودلگیرزمن

چندوقتی حال ندارم

میدونی که دوست دارم

محرم رازمن توئی

حرف دلم راگوش میدی

باگریه هام اشک می ریزی

گاهی باحرکات خوبت منوبه خنده میندازی

باتوهمیشه دلخوشم

هرگزنروتوازپیشم

طاقت دوری ندارم

به جزتوکوکب جونم

کسی رااصلا"ندارم

برای تومن  می میرم

بادیدنت جون میگیرم

بدون اینوعزیزمن

همیشه من دوست دارم

طوطی من دوستت دارم

 

بهاربيست                   www.bahar22.com


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه ششم بهمن 1389 در ساعت: 13:3
|+|



!.......... کـــــــو کب جـــــــــــــون ..........!

 

نمیدانم تومیدانی کی هستی

فرشته بودی ودرقلب نشستی

تورامن جانشین مام کردم

 مرادربی کسی تنها نذاشتی

به روزشب توهم همرام گریستی

توکوکب جون مراغمخوارگشتی

 مرابابردباری یارگشتی

کنارم موندی وسنگ صبورم

مراهم باب گاهی هم مام گشتی

توراتاعمردارم دارمت دوست

توراتاعمردارم دارمت دوست

کوکب جون دوستت دارم

 


نويسنده: عسل مورخ: چهارشنبه ششم بهمن 1389 در ساعت: 1:41
|+|



!........... روزهای خوب گذشت ..........!

 

 

یادم می آدوقتی که خوشحال بودم

انگاری غمی نبودازهمه بی خیال بودم

نمیدونستم یه روزی توقلب من غصه ای انباشته میشه

باهمه زرنگی هام والا که بی ریابودم

نمیخواستم بدونم قصه مرگ ومیر چیه

یاکه حرف عشق وعاشقی دست کیه

حالادیگه روزهای  خوشحالی گذشت

آن روزهای آفتابی هم بارسفررادیگه بست

هرکی زدنیا بریده رفته دیگه هم برنگشت

دلم میخواد منم برم

تاوسط مامان باباخونه ای اختیارکنم

آنجاببینم شادی را

بازهم بشیم  ماهرسه تا

خوشحال وخوب باصفا

هرگزنمی شم من جدا

 

 


نويسنده: عسل مورخ: سه شنبه پنجم بهمن 1389 در ساعت: 17:10
|+|



!.......... بهـــــــــشت ..........!

 

هرچه برکارخدافکرکنی

یاکه دربودن توشک کنی

به کجا می بردات این افکار

به چه می بالی تو

تاچه حدخواهی ماند

تونمیدانی کی می آئی

هم ندانی که چه وقت میمری

زندگی را به چه چیزی بنداست

که همش منتظره لبخندست

گاهی آرام گاهی ازدست زمان دل سرد است

توببین حال مرا آرزویم مرگ است

زندگی درآنجاست

درکنار اقوام  چه سکوتی برپاست

واقعا"که آنجا چون بهشتی زیباست

به چه می بالیم ما

زندگی درآن جاست

زندگی درآنجاست

 


نويسنده: عسل مورخ: یکشنبه سوم بهمن 1389 در ساعت: 22:46
|+|



!......... درد دنیــــــــــــــــا .........!

 

دنیازتوسیرم می خوام که بمیرم

دردی که به من دادی  کردی زمین گیرم

من بی گناه بودم مانندهربلبل آوازخوان بودم

رنگ ازرخم رفته .قلبم که پژمرده

  بال وپری دیگر برمن نمونده

دنیا زتوسیرم ازدست تومیرم می خوام که بمیرم

خسته و ویرانم درسرزمین تو  بیگانه میمرم

 دنیازتوسیرم  دنیازتوسیرم

 


نويسنده: عسل مورخ: یکشنبه سوم بهمن 1389 در ساعت: 0:52
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar 20 & Best-Music-Cod